على ربانى گلپايگانى
417
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
و مقصود از ثانوى بودن و استناد آنها به معقولات اوليه ، اين است كه مربوط به وجود ذهنى معقولات اوليّه هستند . 2 - در معقولات ثانيه فلسفى دو اصطلاح است : الف : اصطلاح خاص . ب : اصطلاح عام . معقولات ثانيه فلسفى در اصطلاح خاص موارد زير را دربر مىگيرد : 1 - محمولات كلى مانند : واجب ، ممكن و ممتنع ، مثلا مىگوئيم اللّه واجب ، الانسان ممكن ، شريك البارى ممتنع . 2 - مبادى انتزاعى و ذهنى اين محمولات : مانند ، وجوب ، امكان و امتناع . اين مفاهيم مبدء انتزاع مفاهيم قبلى هستند و مقصود از ذهنى بودن آنها اين است كه در خارج وجود منحاز از موضوعات خود ندارند ، نه اينكه ذهنى صرف هستند ، زيرا قبلا بيان گرديد كه وى در مورد مواد ثلاث همين نظريه را دارد . 3 - طبايع مصدريه : ظاهرا مقصود مفاهيمى از قبيل موجوديت ، علت بودن ، معلول بودن و مانند آن است . 4 - لوازم ماهيات ، مانند : زوجيت براى اربعه و امكان براى ماهيت . 5 - نسب و اضافات ، مانند : ابوت ، اخوت و نظاير آن . و از اين مثالها چنين استفاده مىشود كه مصداق معقولات ثانيه فلسفى دو گونهاند : 1 - مصداق آنها واقعيت خارجى دارد و معقول ثانى اگرچه در ذهن ، عارض بر موضوع مىگردد ، ولى در حقيقت وصف واقعيت خارجى است ، مانند وجوب و امكان خصوصا بنا بر اصالت وجود و نيز مانند واقعيت اضافه ، زيرا ابوت وصف موجود خارجى است اگرچه عروض آن مربوط به ذهن است . 2 - مصداق آنها ماهيت من حيث هى است نه وجود ذهنى و نه وجود خارجى ، مانند لوازم ماهيات . و در نتيجه قضايايى كه از معقولات ثانيه فلسفى تشكيل مىشوند دو